تبلیغات
روزمرگی های نفس

روزمرگی های نفس
تنهایی گاهی یه مرزِ بین آزادی و زندون... 
قالب وبلاگ
آه دکتر! سر من درد بزرگی شده است
بره ی لعنتی ام عاشق گرگی شده است

سرد شد از تن من...دل به خیابان زد رفت
گرگ من بره نچنگیده به باران زد ورفت...

آه دکتر لب او "صبر و ثباتم" میداد
بوش "وقت سحر از غصه نجاتم"میداد!

آه دکتر! نفست گم شده باشد سخت است
نفست همدم مردم شده باشد...سخت است

آه دکتر!سر من درد بزرگی دارد 
بره ام میل به بوسیدن گرگی دارد...

دکتر این بار برایم نم باران بنویس
دو سه شب پرسه زدن توی خیابان بنویس....                                 (مهتاب یغما)



توضیحات: این شعر عجیب به دلم نشست...
بعد یه مدت که مطلبی پست نکردم چیز خوبی بود بنظرم...به حال و هوای من خیلی میخورد!

[ یکشنبه 18 مهر 1395 ] [ 08:23 ب.ظ ] [ Nafas ,e ] [ قشنگه؟؟؟ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

زندگی یه دخترِ ناشناخته19 ساله
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب